ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

70

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

بنظام روبروى يكديگر ساخته‌اند . در خانهء مرغوبى فرود آمديم . صاحب‌خانه مرد متعارفى بود . خدمت صاحبى ايلچى آمده ، چندين زنان و دختران خوب‌رو در خانه داشت . آنها را آورده به آئين خود تعارف رسمى بسيار [ بجاى ] آوردند . ساعتى در آنجا توقف و ناهار صرف شد . چون وقت در دست بود روانهء منزل‌خانهء ديگر شديم . چون شب شد و چند عراده شكسته بود . شب را در اين منزل‌خانه كه مكان بدى بود بسر برديم ، و صبح روانهء منزل ديگر شديم . اين قريه پيچك منتهاى سرحد قزاق و ابتداى محال بارونج كه اصل خاك اروس است مىباشد . مىگويند كه از اين مكان به بعد آبادى و منزل‌خانه‌ها و اسب‌هاى خوب زياد از منازل گذشته بهم ميرسد . يوم دوشنبه هشتم : صبح از آن منزل‌خانه حركت و روانهء منزل‌خانهء ديگر شديم . هشتاد و چهار ورث كه چهارده فرسنگ بوده باشد طى مسافت نموده . تا به منزل خانه رسيديم . در عرض راه در يك منزل‌خانه ، اسب عوض كرديم . راه بسيار گل و باتلاق « 1 » بود . چوب‌بست طولانى به‌طريق پل رودخانه كرده بودند . از آنجا عبور و بعد از طى پنجاه ورث به محل پاولفسك رسيديم ، رودخانه در سر راه واقع بود و يخ كرده بود ، در فصل بهار گمى و بطيل روى آن كار مىكند و در زمستان از روى يخ عبور مينمايند . محل مزبور جاى وسيع بسيار منقحى به نظر آمد . كوچه‌ها و خيابان‌هاى وسيع روبروى يكديگر ، خانه‌هاى دو سه طبقه مرتفع به نظام ساخته بودند . چندين كليسا داشت و مكان مرغوبى مىبود . مذكور مىنمودند كه پتر « 2 » پادشاه ، در زمان خود چندى در همين محل توقف داشته و اينجا رامكان نشيمن خود قرار داده بوده ، حال هم آبادى كلى دارد . پانصد ششصد خانوار خلق در آنجا ساكن هستند . قريب به ورود صاحبى ايلچى جنرال صاحب اختيار و بزرگان و جنرال‌هاى ديگر آنجا با جمعى سالدات در سر راه به استقبال آمده انواع و تعارف رسمى بجاى آوردند . و به آئين خود طبل مينواختند . در خانهء يكى از بزرگان آنها فرود آمديم . احترام كلى نمودند در آنجا ناهار « 3 » صرف شد قاعدهء آنها اين است كه اگر پادشاه يا شخص بزرگى بخانهء آنها وارد شود نان بزرگى در طبقى گذاشته برسم تعارف نزد او مىآورند . به اين جهت بزرگان ايشان نانى در طبق گذاشته نزد صاحبى ايلچى آوردند . هنديانه « 4 » و سيب ترش خوب در اينجا بسيار بود . مردمان اينجا اغلب طويل القامه و قوىهيكل بودند و اطفال نيكوروى در اينجا بخلاف محال گذشته بسيار بود . معلوم شد كه آب و هواى اين محل تربيت مىكند . بارى بعد از ناهار از آنجا حركت و روانه شديم . در راه نهرها و رودخانه‌هاى جارى ، و آب ايستاده بسيار ملاحظه شد . پل‌هاى متعدد بسته بودند و عبور شد . به منزل‌خانه رسيديم . باز اسب عوض كردند . روانه شديم . قليل تل و ماهورى در راه بود . قدرى از شب گذشته به منزل‌خانهء ديگر رسيديم . چند خانوار بودند . در آنجا توقف شد و شب را در آنجا به‌سر برده ، صبح از آنجا روانهء منزل ديگر گرديديم . سه‌شنبه نهم : صبح از آن منزل حركت و روانهء منزل‌خانهء ديگر شديم . هفتاد و هفت

--> ( 1 ) - متن : باتلاغ ( 2 ) - متن : بتر . ( 3 ) - متن : نهار ( 4 ) - هندبانه - هندوانه . فرهنگ معين